تبليغاتX
سایه های مفرغی

سایه های مفرغی

نوشته های برزخی

نامه‌ای به آیندگان

به ما نخندید، هر چند ما به گذشتگان ‌خندیدیم!

...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390ساعت 7:31 توسط تاج مهر| |

«سهم من»

 

سهم من

از تمام چیزهای خوب دنیا

تو بودی

ای تمام دلخوشی خواب‌های

کوتاه و طلایی‌ام!

...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 7:38 توسط تاج مهر| |

می‌ترسم بانو

 

هرگز دیده‌ای

که ماه

ستاره‌ای را به کُنجی بکشاند

به نجوا؟!

...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 7:52 توسط تاج مهر| |

تنها

با خیال توست

که شاعر می‌شوم

و قافیه‌ام

چشمان توست

...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 8:2 توسط تاج مهر| |

ساکت که باشی

خانه چیزی کم دارد

انگار فقط تو بلد باشی

روی شیشه‌ی بخار گرفته‌ی این زندگی

انگشت بکشی و

بنویسی: «باران!»

...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 28 دی1390ساعت 8:7 توسط تاج مهر| |

این دو شعر که سروده‌ی سال 81 هستند را اتفاقی پیدا کردم
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390ساعت 7:26 توسط تاج مهر| |

از حالا

تا بی‌قراری دیدار

تا فردایی که دل‌دل می‌کند برای آمدن و نیامدن

جاده

بوی قدم‌های تو را می‌دهد

طعم بوسه در باران

بوی زلف پریشان در باد.

خواستی بیایی

با خودت

آئینه بیاور

تا همه چیزمان

دو برابر شود.

نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390ساعت 7:58 توسط تاج مهر| |

«تنهایی»

 

دره‌ی عمیق تنهایی‌ام را

هیچ آغوشی

پُر نخواهد کرد

دستان یخ‌زده‌ام

با هیچ "ها"یی گرم نخواهد شد

...


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 11 دی1390ساعت 10:36 توسط تاج مهر| |

جايزه‌ي هوشنگ گلشيري
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1390ساعت 17:18 توسط تاج مهر| |

من فکر می‌کنم

                 درخت

ایستاده‌اش خوب است

همچنان که صخره

همچنان که مرد؛

با تمام تیرگی دنیا و

انباشتگی درد.

درخت

ایستاده‌اش خوب است.

هفتاد و هشتمین روز پاییز 90    

نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390ساعت 8:3 توسط تاج مهر| |